آهو
پارت 41
آرین. نترس خواستم لباستو درست کنم
تازه نگاش افتاد به لباسش از خجالت سرخ شد
آرین. با این سرو وضع نمیتونی بری خونه بابات تازه رنگت هم پریده
بیا بریم یه جایی یکم استراحت کن یه چیزی بخور رنگت بر گرده
اهو. باشه
بردمش خونه خودم
خیلی وقت بود ایران نبودم به خاطر همین خونه بهم ریخته بود کلی هم خاک بود
آرین. ببخشید یکم بهم ریختست خیلی وقته اینجا نبودم
اهو. عیبی نداره
آرین. من میرم بیرون کار دارم سریع برمیگردم
رفتم بیرون که راحت باشه تو خیابون داشتم میچرخیدم که چشمم افتاد به یه مغازه لباس فروشی
آرین. نترس خواستم لباستو درست کنم
تازه نگاش افتاد به لباسش از خجالت سرخ شد
آرین. با این سرو وضع نمیتونی بری خونه بابات تازه رنگت هم پریده
بیا بریم یه جایی یکم استراحت کن یه چیزی بخور رنگت بر گرده
اهو. باشه
بردمش خونه خودم
خیلی وقت بود ایران نبودم به خاطر همین خونه بهم ریخته بود کلی هم خاک بود
آرین. ببخشید یکم بهم ریختست خیلی وقته اینجا نبودم
اهو. عیبی نداره
آرین. من میرم بیرون کار دارم سریع برمیگردم
رفتم بیرون که راحت باشه تو خیابون داشتم میچرخیدم که چشمم افتاد به یه مغازه لباس فروشی
- ۳.۳k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط